یک چایی تا وقت نماز....

ساخت وبلاگ
چکیده :    گاهی سری به دوستان می زنم.  وعده ی ما ساعت 4 بود که افتاد 4 و نیم. مهندس کارگر هم ما خودمونی بهش ... با عنوان : یک چایی تا وقت نماز.... بخوانید :

   گاهی سری به دوستان می زنم.  وعده ی ما ساعت 4 بود که افتاد 4 و نیم. مهندس کارگر هم ما خودمونی بهش میگیم پسر خاله ی عزیز، امروز تو جمع ما بودند و از قضا یک مهمون سفارشی هم داشتیم. به ما افتخار دادن و اومدن تو جمع ما. یک فنجون چایی و یک تیکه شیرینی خامه ای و کلی حرف های خوب پذیرایی طرفین از همدیگه بود ... 

         البته با توجه به تخصص مهمون ما، توصیحات خوبی هم توسط جمع بویژه مهندس میثمی برای مهمون مهندس ما بیان شد و وقت نماز مغرب شد و یک خداحافظی بلند .... 




...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 1:14